🙏🙏



یا مُنْزِلَ السَّکِینَةِ فِی قُلُوبِ المُؤْمِنِینَ.......


من و تو 🌼

...



چنان در قلب من

جا داده ای خود را

که انگاری تو اینجا

خانه ات بوده است

و من یک دل بنا کرده ام...


من و تو 🌼

دعایم کن



فقط یادت بماند

لحظه‌ی دلنشین شنیدن صدای اذان

دعایم کنی ........🙏



من و تو 🌼

خوب می‌دانم



می‌دانم که خوب می‌دانی

چقدر برایم عزیزی

و خودخواهی است

که بگویم همواره بیادم باشی

تو در منی

همچون انعکاس ماه

در برکه

همچون ماه دور

وهمچو انعکاس آن در برکه

نزدیک ........



من و تو 🌼

....


ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده

در شب ظلمانی ام ماه نشانم بده


# من و تو 🌼

🌼 برای تو


🌼 برای تو


🌼 برای تو

🌼 برای تو


🌹

🌼 برای تو

در طلبِ گوهرِ تو



واله و شیدا دل من، بی‌سر و بی‌پا دل من

وقتِ سحرها دل من رفته به هر جا دل من

بیخود و مجنون دل من خانهٔ پرخون دل من

ساکن و گردان دل من فوقِ ثریا دل من

سوخته و لاغرِ تو، در طلبِ گوهرِ تو

آمده و خیمه زده بر لبِ دریا دل من



# مولانا

ادامه داره 🌹

🌼 برای تو

مرا ببخش ...



گمان نکنی که فراموش شدنی هستی

چگونه باید فراموشت کنم

تویی که جانِ جانِ جانِ منی

سکوت من از برای توست

برای آرامش تو

برای ........

و برای .......

کوتاهی مرا ببخش....

کاش می‌شد باری از دوش برداشت ...


من و تو 🌼

فراغ


دل ما به دور روی‌ات ز چمن فَراغ دارد

که چو سرو پایبند است و چو لاله داغ دارد

سرِ ما فرونیآید به کمانِ ابروی کَس

که درون گوشه‌گیران، ز جهان فَراغ دارد

ز بنفشه تاب دارم که ز زلفِ او زند دم

تو سیاهِ کم‌بها بین، که چه در دِماغ دارد‌!

به چمن خرام و بنگر برِ تختِ گل که لاله

به ندیمِ شاه مانَد که به کف ایاغ دارد

شبِ ظلمت و بیابان، به کجا توان رسیدن؟

مگر آن که شمعِ روی‌ات به رَهَم چراغ دارد

من و شمعِ صبح‌گاهی سِزَد ار به هم بِگرییم

که بسوختیم و از ما بتِ ما فراغ دارد

سِزَدم چو ابرِ بهمن که بر این چمن بِگریَم

طرب آشیانِ بلبل، بنگر که زاغ دارد

سرِ درسِ عشق دارد دلِ دردمند حافظ

که نه خاطرِ تماشا نه هوای باغ دارد



#حافظ

من و تو 🌼

خدا را هزاران بار شکر

....



برمی‌گردی

زودتر از آنچه که فکرش را بکنم

بدون تو

زندگی برایم

بی معناست.....

بر می‌گردی

یکی از همین چند شنبه های پیش رو

قبل از اینکه

از مهر زاده شود، آبان

درست شبیه دو سال پیش ....

برمی‌گردی .....



من و تو 🌼


🌼 برای تو

🌼 برای تو

بی تو



بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد.....


من و تو 🌼

🌼 برای تو

🌼 برای تو

بوی پیراهان یوسف یافته 🥹


واجب آید چونکه آمد نام او

شرح کردن رمزی از انعام او

این نفس جان دامنم برتافته‌ست

بوی پیراهان یوسف یافته‌ست

کز برای حقِ صحبت سال‌ها

بازگو حالی از آن خوش حال‌ها

تا زمین و آسمان خندان شود

عقل و روح و دیده صدچندان شود

لاتکلفنی فانی فی الفنا

کلت افهامی فلا احصی ثنا

کل شیء قاله غیرالمفیق

ان تکلف او تصلف لا یلیق

من چه گویم یک رگم هشیار نیست

شرح آن یاری که او را یار نیست

شرح این هجران و این خون جگر

این زمان بگذار تا وقت دگر

قال اطعمنی فانی جائع

واعتجل فالوقت سیف قاطع

صوفی ابن‌الوقت باشد ای رفیق

نیست فردا گفتن از شرط طریق

تو مگر خود مرد صوفی نیستی؟

هست را از نسیه خیزد نیستی

گفتمش پوشیده خوش‌تر سِرِّ یار

خود تو در ضمن حکایت گوش‌ دار

خوش‌تر آن باشد که سرّ دلبران

گفته آید در حدیث دیگران

گفت مکشوف و برهنه بی‌غلول

بازگو، دفعم مِدِه ای بوالفضول

پرده بردار و برهنه گو که من

می‌نخسپم با صنم با پیرهن

گفتم ار عریان شود او در عیان

نه تو مانی نه کنارت نه میان

آرزو می‌خواه، لیک اندازه خواه

برنتابد کوه را یک برگ کاه

آفتابی کز وی این عالم فروخت

اندکی گر پیش آید جمله سوخت

فتنه و آشوب و خون‌ریزی مجوی

بیش ازین از شمس تبریزی مگوی

این ندارد آخر، از آغاز گوی

رو تمام این حکایت بازگوی



#مولانا


بازم انتظار و انتظار ......

🌼 برای تو

همچنان در انتظارم ​​​​​​​​​​​​

🌼 برای تو

🌼 برای تو


بی‌قرارم 🥹🥹🥹

🌼 برای تو


کاش از تو بیایید خبری ...

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست

هر کجا هست خدایا بسلامت دارش 🙏.....



من و تو 🌼.

🌼 برای تو

دَردِ بی آرامِ دوست


مرحبا ای پیکِ مشتاقان بده پیغامِ دوست

تا کُنم جان از سرِ رغبت فدای نامِ دوست

واله و شیداست دایم همچو بلبل در قفس

طوطی طبعم ز عشقِ شِکَّر و بادامِ دوست

زلفِ او دام است و خالش دانهٔ آن دام و من

بر امیدِ دانه‌ای افتاده‌ام در دامِ دوست

سر ز مستی برنگیرد تا به صبحِ روزِ حشر

هر که چون من در ازل یک جرعه خورد از جامِ دوست

بس نگویم شِمِّه‌ای از شرحِ شوقِ خود از آنک

دردسر باشد نمودن بیش از این ابرامِ دوست

گر دهد دستم کشم در دیده همچون توتیا

خاک راهی کـ‌آن مشرف گردد از اَقدامِ دوست

میل من سویِ وصال و قصد او سویِ فراق

تَرکِ کامِ خود گرفتم تا برآید کامِ دوست

حافظ اندر دَردِ او می‌سوز و بی‌درمان بساز

زان که درمانی ندارد دَردِ بی‌آرامِ دوست


#حافظ

من و تو 🌼

🌼 برای تو

تو


و أغليٰ‌ مِن‌ عیوني‌ أنت.
و تو با ارزشتر از چشامی....

بعضیا خیلی حیفن واسه دور بودن، واسه‌مجازی بودن، کاش میشد از توی صفحه‌گوشیامون کشیدشون بیرون، دو‌تا چایی‌ریخت و باهاشون یه دل سیر‌حرف زد .....

و تو از همان جنسی ......



من و تو 🌼

🌼 برای تو

...


خدا تو را در قلعه ای قراردهد که هر که را در آنجا حفظ می‌کند ....

تو در حصار امن الهی هستی ...


من و تو🌼

صبر به معنای تحمل منفعلانه نیست . بدان معناست که به قدری دور اندیش باشی که بتونی به نتیجه انتهایی کار اعتماد کنی ....

صبر یعنی چه ؟ یعنی بتونی به یه بوته خار نگاه کنی و گل رز رو ببینی ، به شب نگاه کنی و سحر را ببینی .....

بی صبری بدان معناست که آنقدر کوته بین باشی که نتونی نتیجه رو ببینی ، عاشقان و دوستداران خدا هرگز صبرشان تمام نمی‌شود ؛ زیرا می‌دانند که زمان لازم است تا هلال ماه ، به ماه کامل تبدیل شود .


#شمس تبریزی

من و تو 🌼


دیر است که دلدار پیامی نفرستاد

ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد

صد نامه فرستادم و آن شاه سواران

پیکی ندوانید و سلامی نفرستاد

سوی من وحشی صفت عقل رمیده

آهو روشی کبک خرامی نفرستاد

دانست که خواهد شدنم مرغ دل از دست

وز آن خط، چون سلسله دامی نفرستاد

فریاد که آن ساقی شکرلب سرمست

دانست که مخمورم و جامی نفرستاد

چندان که زدم لاف کرامات و مقامات

هیچم خبر از هیچ مقامی نفرستاد

حافظ به ادب باش که واخواست نباشد

گر شاه پیامی به غلامی نفرستاد


#حافظ

من و تو 🌼